X
تبلیغات
حــــامیـــــــــــان

حــــامیـــــــــــان
لب را هنــــــــــرِ خنــــــــده بیاموز وگرنه ، گریاندن یک جمع پریشان هنری نیست 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های ویژه

محمدرضا خسروی،حامد تهرانی،ابراهیم شفیعی،بهشاد مختاری و یزدان فتوحی در مصاحبه ای که بیشتر شبیه یک میزگرد بود،در هفت روز زندگی حاضر شدند و از برنامه ی طنزشان که خیلی ها ان را دنبال می کنند صحبت کردند.

«خنده بازار»!این وجه مشترک شما پنج نفر است که این جا حاضر هستید.از این کار برایمان بگویید...

محمدرضا خسروی:خنده بازار از اسفند سال 1389 و تا نوروز 91 هم ادامه داشت.مدتی پخش روزانه داشتیم و مدتی هم پخش هفتگی،البته دقیقا نمی دانم چند قسمت از کار را پخش کردیم.فکر میکنم یزدان فتوحی که خودش از نویسنده های این کار است بهتر می تواند این سوال را پاسخ دهد.

ابراهیم شفیعی:این کار یک طنزی انتقادی بود که به موضوعات مختلف هنری،ورزشی،سیاسی و اجتماعی پرداخت و خوشبختانه در این مدت با استقبال خوبی هم مواجه شد.ان هایی که کار را دیدند از ان خوششان امد.اینها حرفهای من نیست و آمار تلویزیون این را می گوید.امسال بعد از سریال«چک برگشتی»ما مقام دوم را در بهترین برنامه از نگاه مخاطب به دست اوردیم.

حامد تهرانی: «خنده بازار»برنامه ای است که مردم دوستش دارند و توانست موج جدیدی را وارد برنامه های تلویزیونی کند.این موج جدید،همان برنامه های آیتمی بود که از ذهن ها فراموش شده بود.بعد از کارهای آقای مدیری کسی را نداشتیم در کار آیتم سازی موفق باشد،اما ما آیتم سازی را دوباره باب و سعی کردیم با «خنده بازار» جنبه نقد پذیری خیلی ها را بالا ببریم.

یزدان فتوحی:ایده ی این کار از خود آقای پورمحمدی،مدیریت محترم شبکه سوم سیما آغاز شد.از همان ابتدای کار با شهاب عباسی قرار گذاشتیم تا سطح نقدپذیری مسئولان را بالا ببریم.جالب اینکه با برنامه های خود تلویزیون به خصوص شبکه ی سوم کار را شروع کردیم و برنامه های «هواشناسی»،«نود» و «هفت» را مورد نقد قرار دادیم.البته خنده بازار آن زمان کودک بود و با خود ما کم کم رشد کرد.به هر حال ما هم آرام آرام تغییر کردیم و یاد گرفتیم چطور بهتر باشیم.آیتم های سال گذشته را ببینید و با کارهای جدید ما مقایسه کنید تا به همین نتیجه برسید.

بهشاد مختاری:من از وسط این کار به مجموعه اضافه شدم و با آیتم سازهای قدیمی مثل مهران مدیری،مهران غفوریان،سیامک انصاری،نادر سلیمانی،ارژنگ امیرفضلی هم کار کردم و کار آیتم را می شناختم.اما به قول حامد تهرانی مدت زیادی از عمر آیتم گذشته و خیلی ها هنوز هم روی این نوع برنامه سازی نظر مثبتی ندارند.وقتی بازی در خنده بازار به من پیشنهاد شد،در قبول کردن کار تردید داشتم،اما همه ی کسانی که نام بردم با شهاب عباسی دوست بودند و می گفتند،کار او خوب است.به جرات می توانم بگویم جوی که در خنده بازار دیدم در کمتر کاری وجود دارد.شیوه ی تهیه کنندگی،کارگردانی و بازیگردانی بچه ها را تا به حال جایی ندیده ام.همه بی ادعا کار میکردند.آن هم در حالی که این کاره هستند!وقتی وارد خنده بازار شدم،تصویری که از آیتم داشتم از ذهنم پاک شد،به طوری که اگر کسیمی گفت چرا رفتی در این کار بازی کردی،غیرتی میشدم و می گفتم از بازی در این مجموعه راضی هستم.

تا اینجا که فقط از مجموعه تعریف کردید!حالا بگویید این مجموعه چقدر بازخورد موفقی داشته و شما را به اهدافتان نزدیک کرده است؟

بهشاد مختاری:در این مجموعه به مشکلاتی از قبیل مترو و فرودگاه پرداختیم که مردم همگی آن را از نزدیک لمس کرده اند.بعد از مدت ها در تلویزیون کاری انجام دادیم که با همه شوخی می کرد.

یزدان فتوحی:چون حرف دل مردم را میزدیم،می دانستیم به دل مردم می نشیند.هر چه من و سایر نویسنده ها مینوشتیم برگرفته از صحبت هایروزمره ی مردم و مطالب روزنامه ها بود،به همین خاطر مردیم از این کار استقبال کردند.همین الان برنامه های زنده ی تلویزیون را ببینید،نگران هستند چون میدانند خنده بازاری ها ان ها را زیر ذره بین دارند!در برنامه ی 90 رفتارهای زشت مهمانان خیلی کمتر از قبل شده است.برنامه ی «هشت» ما باعث شد تا برنامه ی آقای جیرانی مخاطب پیدا کند،برنامه ای که تا ان زمان تخصصی بود و بیشتر هنری ها ان را نگاه می کردند،اما از وقتی ما با ان شوخی کردیم خیلی ها رفتند ان را دیدند.همین الان بین سیاسیون و ادم های دیگر هم این نگرانی وجود دارد.سطح توقعات ما از این کار تا حدی برطرف شده.اما هنوز کافی نیست.هنوز راه زیادی برای رفتن داریم،اما باید سطح کار را هم بالاتر ببریم.

حامد تهرانی:با یزدان فتوحی موافقم.همین الان آیتم های ما در ایستگاه های مترو در حال پخش است و این نشان می دهد چقدر کار ما تاثیر داشته و توانسته فرهنگ سازی کند.به طور مثال آیتم صف ما خیلی حرف و پیام در خودش دارد و صحبت هایی که مطرح می شودکاملا انتقادی است.سرها دیده نمی شوند،اما همین موضوع کار را جذاب تر کرده است.بعضی از کار های ما شاید خنده دار نباشد،اما حرف دارد.شاید خیلی از مردم کار ما را نه به خاطر خندیدن،بلکه برای انتقادهایی که می کنیم می بینند.خنده بازار همین نقشی را بازی می کند که برنامه ی«90» در فوتبال دارد.همه میندانند خنده بازاری هست که اگر اشتباه کنند آنها را نقد میکند.

ابراهیم شفیعی:از زمانی که خنده بازار پخش شد خیلی از مجری ها رفتارشان را تغییر دادند،به طور مثال مجید قناد خودش میگفت در برنامه هایش کمتر می پرد!باید به آقای فتح ا...زاده،مدیر عامل استقلال هم اشاره کنم که وقتی من نقشش را بازی کردم نامه ای نوشت و ضمن تشکر گفت کاش از اسم خودم در کار استفاده میکردید و نام مستعار برایم نمی گذاشتید!همه ی اینها نشان می دهد سطح انتقادپذیری مردم و مسئولان بالاتر رفته است.تاثیرپذیری مدیران و مجری ها بیشتر شده و در کارهایشان بیشتر مراعات میکنند.این تازه آغاز کار ماست.برنامه ی ما تاثیر دیگری هم داشته الان خیلی از برنامه ها وارد موضوعاتی می شوند که پیش از این کسی به آنها وارد نمیشد.

محمدرضا خسروی:ذات طنز باید تاثیرگذار باشد.در این یک سال تاثیرگذاری خنده بازار زیاد بوده و اگر چنین نبود یعنی راه را اشتباه رفته ایم.هر مجموعه ای باید هدفی داشته باشد و هدف ما هم این است که به صورت گزنده از مشکلات انتقاد کنیم که به نظرم موفق هم بودیم.

بین طنز و لودگی مرز بسیار باریکی است.خیلی از مجموعه های طنز با کمی لغزش به ورطه ی لودگی افتاده اند.اما به نظر میرسد خنده بازار از این خطر در گزند بوده!دلیل موفقیتتان برای نیفتادن در لودگی چیست؟

محمدرضا خسروی:البته من فکر میکنم شما در رودربایستی قرار گرفته اید که این را میگویید.چون به شخصه معتقدم ما هم گاهی راه را اشتباه رفته ایم و این درباره ی همه ی کسانی که اینجا هستند صدق میکند.مجموعه ی ایتمی با روند یک سریال فرق میکند و پیوسته نیست.کار ما در مجموعه پخش و پلاست،اما هدف زیاد دارد.اگر جایی به هدفمان نرسیده باشیم طبیعی است،چرا که مثل میوه ی درهم است و ممکن است میوه ی خراب هم وجود داشته باشد.خنده بازار ذات خوبی دارد،اما اگر در ان ریز شوید چند ایتم بد هم پیدا میکنید.ما هم آدم های بی منطقی نیستیم که بگوییم کار ما همیشه خوب بوده و هیچ نقصی نداشته ایم.قطعا در بخش هایی هم ایراد داشته ایم.اگر میخواهیم کار را ادامه دهیم باید جلو ضعف ها را بگیریم.

یزدان فتوحی:من با حرف های محمدرضا مخالفم!ما حتی یک درصد هم به سمت لودگی نرفتیم.ما اینجا نیامده ایم برای هم نوشابه باز کنیم،اما به نظرم شهاب عباسی خیلی خوب کار آیتم را میشناسد و حتی اگر یکی از بازیگران پیشنهادی میداد که کار به سمت لودگی میرفت خود شهاب بود که جلویش را میگرفت.اگر کسی در کار لودگی ندیده،به خاطر حضور شهاب عباسی به عنوان کارگردان کار در پشت دوربین است.از روز اول هدف خنده بازار لودگی نبود و من به عنوان نویسنده اگر خودم در متنم اثری از لودگی ببینم آن را خیلی راحت حذف میکنم و حتی اگر خودم متوجه نشومشهاب آن را حذف میکند.بارها شده کلی آیتم ساختیم،اما چون احساس کردیم به سمت لودگی رفته ان را پخش نکردیم.اگه برنامه ی «خنده بازار» جواب داده به این خاطر است که متن دارد و کسی بی جهت بداهه گویی نمیکند.این موفقیت را مدیون آقای پور محمدی،شهاب عباسی،فرید شب خیز و آرش قادری به عنوان یکی از نویسنده ها هستیم.ما قرار نیست بیننده را از ته دل بخندانیم،بلکه قرار است حرف هایمان را بزنیم و در این شرایط حتی یک لبخند کوچک هم برای ما کافی است.گروه ما گروهی نبود که کار را به سمت لودگی ببرند،چرا که خودمان آدم های لوده ای نیستیم.ما کمدی را خیلی جدی بازی میکنیم.به طور مثال اگر آیتم«پارک علت»من موفق بوده،به خاطر این است که طنز را جدی بازی میکنم و این برایم یک اصل است.

ابراهیم شفیعی:شاید گاهی ضعف هایی داشته باشیم که البته انها را با تقویت موضوعات برطرف کردیم،اما لودگی در کار را قبول ندارم.به قول یزدان اگر هم بوده،آن را حذف کرده اند.

حامد تهرانی:ما نمیخواستیم مخاطب را به هر قیمتی بخندانیم و بیشتر به دنبال طنز موقعیت بودیم.این یکی از نقاط قوت خنده بازار بود.

بهشاد مختاری:من با یزدان فتوحی موافقم.خنده بازار ایده های نو و خوبی دارد و با ادا در اوردن نمیخواهد کسی را بخنداند.جا از این مسائل آیتم های ما را در هیچ کاری نمیتوانید ببینید.روز اولی که وارد این کار شدمباید آیتم «صف»را بازی میکردم،اما نمیدانستم باید چه کار کنم.وقتی فهمیدم سرها دیده نمیشوندبا خودم گفتم چه ایده خوبی،چون مردم به حرف هایشان بیشتر توجه میکنندیا مثلا آیتم املا گفتن که سر معلم را نشان نمی دهند.این آیتم ها حرف دارد،البته تصویر معلم را نشان نمیدهند چون یزدان به خاطر بلندی قدش در کادر جا نمی شد!

در روزگاری هستیم که خنداندن مردم به هزار و یک دلیل خیلی سخت شده.نمی ترسید از این که ریسک کنید و نتوانید مردم را بخندانید؟

محمدرضا خسروی:روز اول که شهاب به من زنگ زد تا در این کار بازی کنم خیلی خوشحال به دفترش رفتم.اما تا فهمیدم کار آیتمی است انگار آب سردی روی من ریختند.به شهاب گفتم مطمئنی میخوای آیتم کار کنی؟گفت نترس،میخواهیم یک کار متفاوت و خوب از آب در بیاید.دست در دست هم گذاشتیم و این ریسک را انجام دادیم.

بهشاد مختاری: «خنده بازار»مثل«قهوه تلخ»مهران مدیری است!قبل از«قهوه تلخ»سی دی تمام فیلم ها به صورت قاچاق بیرون می امد و هرچه می گفتند فیلم ها را کپی و قاچاق نکنید کسی گوش نمیکرد، اما قهوه تلخ در این شرایط به صورت سی دی بیرون آمد.این خودش یک ریسک بود.ما آیتمی را بازی کردیم که احتمال گل کردنش کم بود.بازیگرانی در این مجموعه بازی میکردند که چهره نبودند و احتمال داشت از این مجموعه استقبال نشود،اما وقتی دیدم کار گرفته به سازندگان خنده بازار تبریک گفتم.

ابراهیم شفیعی:به نظرم این که میگویند دوره آیتم تمام شده حرف درستی نیست.شاید سوژه تمام شود،اما کار آیتم تمام شدنی نیست.

محمدرضا خسروی:من در «چهل تیکه»با ارژنگ امیرفضلی کار کردم که از تلویزیون پخش شد،اما کار نگرفت.در انجا آیتم ها اجتماعی بودند،اما از جنسی که مهران مدیری در دهه 70 انجام داده بود.اگر قرار بود کار ما هم تکراری باشد همان عید 90 کار تمام میشد،اما وقتی شهاب گفت میخواهم تو نقش جیرانی را بازی کنی،فهمیدم کار متفاوتی انجام خواهیم داد.البته برنامه ی عید 90 خیلی کیفیت مناسبی نداشت،چرا که خیلی عجله ای شد.

یزدان فتوحی:راستش خودم اول کار ترسیده بودم نکند در این کار شکست بخوریم و من در کار خودم(تله فیلم)هم نتوانم موفق باشم.می ترسیدم تهیه کننده هایی که من کارهایشان را رد کرده بودم مرا در یک کار ضعیف ببیند و بعد بگویند تو کارهای ما را رد میکردی،اما حالا در یک کار ضعیف بازی میکنی و اینجا مسخره بازی در می آوردی!وقتی شهاب قصه را برایم گفت و از هدف این کار صحبت کرد،تصمیم را برای بودن و ماندن گرفتم.فرید شب خیز حرف جالبی در این باره گفت:«یا همه با هم در این کار با مخ زمین میخوریم یا میرویم آن بالابالاها!اما دست به دست هم بدهیم که بالا برویم».الان سطح سواد مردم به روز است و اگر کسی دیپلمه باشد به او میخندیم،برای همین به محمدرضا خسروی میخندیم چون دیپلم دارد(با خنده)!رمز موفقیت خنده بازار این است که با زبان طنز صحبت ها و مشکلات جوانان امروز را بیان میکند.به هر حال ما ایرانی هستیم و خیلی جنبه شوخی نداریم،اما در کل دوست داریم به صورت طنز حرف بزنیم!

مهران مدیری شهری خیالی ساخت به نام«برره»که هنوز نوع گویش ان بین مردم جریان دارد.خنده بازار هم کلمات جدیدی به ادبیات مردم وارد کرد مثل«ادلار»یا«اشلوق»اینها از کجا آمد؟

یزدان فتوحی:خیلی سخت نبود.وقتی میخواستیم شخصیت جیرانی را بسازیم،نامش را کردیم جبرانی!ادلار هم همینگونه بود.کار ما طنز بود و میخواستیم بگوییم موضوعات ما برای یک منطقه یا کشور خاصی نیست و طرح موضوع برای ما مهم تر از اسم ان است.ما در جایی زندگی میکنیم که مثل همه ی دنیا برای خودش خط قرمز هایی دارد.اگر در هالیوود هم کار میکردیم،بازهم باید خط قرمزهایی را رعایت میکردیم.یکی از دوستانم در هالیوود مشغول کار است و وقتی فهمیدم در کار آن ها هم ممیزی وجود دارد تعجب کردم.برای ما هم همینطور است و همین توانست برای ما خلاقیت به وجود بیاورد.

محمدرضا خسروی:بعضی جاها این محدودیت است که خلاقیت می آورد.مثلا اجازه نمی دادند نام دلار و یورو را بیاوریم،پس نشستیم فکر کردیم که چه نامی روی آنها بگذاریم.

در «خنده بازار»موضوع های تعلیقی زیادی میبینیم مثل سبیل داشتن بچه ها در آیتم عمو قناد!اینها دلیلش چیست؟

محمدرضا خسروی:این کار هم طنز است.آدم های اغراق شده با سبیل نشسته اند و برای بچه ها بازی میکنند.در تلویزیون این همه خاله،عمو و دایی داریم تا جایی که آنها عمو و خاله واقعی شان را گم کرده اند!

ابراهیم شفیعی:ما در قالب یک برنامه کودک میخواستیم حرف بزرگسال بزنیم.با این آدم های سبیل دار نشان می دادیم مخاطبان ما آدم های بزرگ هستند و نه بچه ها!

یزدان فتوحی:این کار یک جور نقد کردن است.در همین برنامه های کودک موضوعاتی مطرح می شود که واقعا بچه ها از درک آن عاجزند.اینها خودش معضلاتی است بچه ی هفت ساله باید به اندازه یک بچه ی هفت ساله بفهمد و یک جوان بیست ساله هم باید به اندازه ی یک جوان بیست...بچه باید بازی کند،نه این که در برنامه کودک برای او از جوش شیرینی که به نان می زنند صحبت شود.در زمان ما بچه های همسن خودمان برای ما بازی میکردند،نه اینکه چند تا آدم بزرگ با لوس بازی بخواهند توی ذوق بزنند.فضای این برنامه ها را خود بچه ها هم دوست ندارند.اگر هم میبینید عده ای بچه هایشان را می فرستند آن جا،برای این است که در تلویزیون دیده شوند.ما نمیخواهیم کسی را مسخره کنیم،بلکه میخواهیم با نقد کردن به خودشان بیایند.

یکی از ویژگی های بارز شما در خنده بازار نوع گریم تان است.در این باره صحبتی کنید.

محمدرضا خسروی:به هر حال مشخص است بخش اعظمی از موفقیت کار ما به گریم بر میگردد.البته دکور و لباس هم زحمت زیادی کشیدند اما گریم باعث شبیه سازی میشود و این خیلی جالب بود،چرا که قیافه ی ما شبیه تمام شخصیت های بازی شده نیست.شاید من تا حدی شبیه جیرانی باشم،اما اصلا شباهتی به دکتر کورتون ندارم و با گریم به آن نزدیک شدم یا مثلا یزدان فتوحی که خیلی به شهیدی فر نزدیک شد.اینها همه حاصل تلاش شهرام خلج و سجاد آذری نیا است.

حامد تهرانی:اگر اتاق گریم ما را ببینید دهانتان از تعجب باز می ماند.ما 8 بازیگر هستیم که 780 نقش بازی کردیم.شهرام خلج می گفت باید زنگ بزنیم گینسی ها بیایند و نام ما را در کتاب گینس ثبت کنند!

یزدان فتوحی:تعجب من از این بود چطور گریم آدم را در ده دقیقه شبیه کسی می کرد که شباهتی به او نداشت.

ابراهیم شفیعی:من آقایان پروین،شریفی نیا،را بازی کردم که اصلا شبیه هم نیستند.حتی فکر نمیکردم شبیه آقای قناد باشم،اما گریم خیلی به من کمک کرد.

به آخر آمد این دفتر،اما حکایت شما همچنان باقی است!در آخر این مصاحبه هر چه دوست دارید بگویید...

محمدرضا خسروی:خوشحالم که سال 90،سالی خوب و پرکار بود و از همه ی کسانی که در این راه همراهم بودند تشکر میکنم.از شهاب عباسی و تیم نویسندگان هم ممنونم که کمکم کردند تا در نقش هایم دیده شوم.

ابراهیم شفیعی:به بازیگری علاقه مند بودم،اما از سال 80 تا امروز در کار دوبله هستم و بعد از ده سال خوشحالم کاری را انجام دادم که حرفی برای گفتن داشت.

حامد تهرانی:از تمام بچه ها ممنونم و خوشحالم در اولین تجربه ی جدی بازیگری ام به من کمک کردند تا موفق باشم.رشته ی تحصیلی ام موسیقی بوده،اما این اولین تجربه ی جدی بازیگری من بود.از آقای شب خیز هم تشکر میکنم که خیلی به من کمک کرد.

یزدان فتوحی:من اصلا اهل پاچه خواری نیستم،اما باید از یک عده تشکر کنمکه در این راه به ما کمک کردند.از آبدارچی گرفته تا تهیه کننده.آقای پورمحمدی مدیر شبکه ی سوم سیما به ما اعتماد کرد و خوشحالم که ما هم جواب اعتمادش را دادیم.

بهشاد مختاری:این کار برای من به اندازه چهل فیلم تجربه داشت و من هم از آقایان عباسی و شب خیز ممنونم.

چند لحظه در حاشیه

صحبت هایی که در قالب مصاحبه نمی گنجید!

فتوحی:یک نویسنده آمد به من گفت«شما متن هم دارید؟!»از نویسنده های بزرگ بود،اما خودش حتی نتوانست یک صفحه برای ما متن بنویسد!

تا اینجا نزدیک به دویست متن برای خنده بازار نوشته ام.اگر این انرژی را برای نوشتن تله فیلم می گذاشتم الان چندتا خانه خریده بودم!

تمام کارهای ریتمیک ما را در پشت صحنه حامد تهرانی انجام می داد!

وقتی میخواستم نقش بهروز افخمی را بازی کنم،زیر گریم خوابیدم.وقتی بیدار شدم،آنقدر شبیه او بودم که خودم شوکه شدم!

وقتی ابراهیم شفیعی نقش عمو قناد را بازی میکند،آنقدر بالا پایین می پرد که میترسیم قلبش بگیرد!

خسروی:چرا برای این مصاحبه بالای شهر قرار گذاشتید؟من بچه ی جنوب شهرم و آن جا را بهتر بلدم!

خودت میخواهی این مصاحبه را بنویسی؟ما این همه حرف زدیم!بیچاره میشوی،چون باید یک ماه برای آن وقت بگذاری!

دوستای گل به خاطر پایین بودن کیفیت بعضی از عکسا ازتون معذرت میخوام!!

منبع:مجله ی ۷ روز زندگی


برچسب‌ها: مجله ی هفت روز زندگی, مجید قناد, علی فتح الله زاده, سجاد آذری نیا
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ] [ 6:14 بعد از ظهر ] [ Zohre & Reyhan & Nri ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ ِ " حــــامیـــــــــــان " ، بیشتر در مورد مجموعه " خنـــــده بازار " و عواملشه .


ممنون از تمام کامنتها و نظراتتون .



پروفایل فعاله .

ایمیل ما :
haamiyaan@yahoo.com
از جواب دادن به سوالات خصوصی جدا معذوریم !!!!



زُهــره
ریحـانه
Nri



.
موضوعات وب
امکانات وب

امارگیر حرفه ای سایت




Online User